تبليغاتX
صهیونیسم دروغ بزرگ

در اواخر قرن نوزدهم آئین ناسیونالیستی  سراسر اروپا را فرا گرفته بود. بعضی از یهودیان نیز تحت تاثیر این آئین به این نتیجه رسیده بودند که روابط به اصطلاح نژادی که میان یهودیان موجود است یک "ملیت" یهود می سازد و در نتیجه این به اصطلاح "ملت یهود" حقوق ملی عادی اعطا می کند. از جمله این حقوق ملی, حق زندگی جداگانه و حق تاسیس یك دولت یهودی را نام می بردند. استدلال این گونه یهودیان بدینگونه بود كه اگر ملت های دیگر اروپایی موفق شده اند بال قدرت خود را در آسیا و آفریقا بگسترند و بر امپراطوری های خود قسمت های وسیعی از این قاره ها را بیافزایند, قوم یهود هم دارای همین حق است. در نتیجه فكر تشكیل یك حكومت خود مختار در فلسطین كه یهودی ها آن را به دلیل زندگی موسی و سلیمان سرزمین آبا و اجدادی خود می دانستند برای اولین بار در سال 1882 پا گرفت.

با آنكه اروپا از كمك به این ماجرا دریغ نمی ورزید ,اقدامات اولیه استعمار یهود در فلسطین سرانجام موفقیت آمیزی نیافت و علی رغم كوشش هایی كه در سالهای 1882-1897 انجام گرفت, یهودیان كمتر جذب فلسطین شدند و قسمت اعظم آن ها به آرژانتین و ایالات متحده مهاجرت كردند. برنامه یهودیان عملا به شكست انجامید.

 

برای ریشه یابی علل شكست طرح اولیه , نخستین كنگره صهیونی در اوت 1897 در بازل سوئیس تشكیل شد. ریاست این كنگره را تئودور هرتزل بعهده داشت. هدف اصلی و اساسی صهیونی كه در كنگره بازل اعلام شد این بود:"هدف ما ایجاد كانون برای خلق یهود در فلسطین است. این كانون باید به وسیله حقوق عمومی تضمین و حمایت گردد."

باید دانست كه از زمانی كه برنامه بازل در سال 1897 تدوین گردید تا هنگام تنظیم برنامه بالتیمور که در سال 1942 انجام یافت؛ صهیونیست ها همیشه تعبیر غیر صریح "كانون" را بر لفظ صریح "دولت" ترجیح داده اند. دلیل این ترجیح آن است كه لفظ "دولت" بدون شك موجب می شد مخالفتهایی در محافل مختلف برانگیخته شود. در پایان كنگره؛ هرتزل در دفتر خاطراتش اینطور می نویسد: "اگر بخواهم كنگره بازل را در یك جمله خلاصه كنم (والبته این كاری است كه علنا نخواهم كرد) باید بگویم كه در بازل من دولت یهود را بنیان نهادم. لكن اگر این مطلب را امروز اعلام كنم همه مردم مرا دست خواهند انداخت. در ظرف 50 سال آینده محققا دیگر بر كسی پوشیده نخواهد ماند.

برای استعمار فلسطینیان, یهودیان سرمایه دار بسیج شدند و با سرعت هرچه تمام تر وسائل برای یك استعمار و یك یورش تمام عیار مطابق نظم و قاعده تشكیل گشت."تراست كوهرنیال یهود (1897) ,كمیسیون استعمار, كولونیزاسیون (1898), صندوق ملی یهود (1908), دفتر فلسطین (1908) و كمپانی برای رشد و توسعه زراعی در فلسطین (1908) از نخستین ابزار هایی بودند كه سازمان های صهیونیستی بنیان نهادند.
فعالیت های دیگری نیز در حال انجام بود. لابی صهیونیستی مدام در حال رایزنی با انگلستان بود تا اجازه دهد یك مستعمره نشین صهیونیست خود مختار در شبه جزیره سینا مستقر گردد اما این فعالیت ها بی نتیجه ماند. چرا که دولت انگلیس می ترسید با حضور صهیون ها در آن جا اغتشاش پیش آید که به ضرر دولت بریتانیای کبیر تمام می شد.

+ نوشته شده توسط مهدی مسعودی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 20:35 |

جز آنچه گذشت اختلافات زيادي كه بين خود اناجيل اربعه و افتراقات مابين اناجيل وساير كتب عهد جديد و فرقهاي اينها با كتب عهد عتيق همراه با اختلافات نسخي كه از عهد عتيق وجديد موجود است , كاملا قابل تعمق هستند .( براي نمونه به كتاب معرفي كتب آسماني آقاي حسام نقبايي ص144رجوع كنيد ) و اينها منهاي اختلافات دروني هر باب از عهد قديم و افتراقات سبك نگارش آنهاست، آنگونه كه ويل دورانت (تاریخ تمدن ج1ص486) مي نويسد : جان استروك در سال 1753. م به اختلاف متون تورات اشاره كرد (از جمله آنكه : دو داستان متشابه و مجزي در سفر jeanAstruc پيدايش آمده است . در يكي از خالق به عنوان يهوه و در ديگري به عنوان الوهيم ياد شده است . عقيده دانشمندان بر آن است كه داستانهاي ويژه يهوه در يهودا و داستانهاي مخصوص به الوهيم در افراييم (مملكت شمالي ) نگارش يافته و بعد از سقوط سامره آن دو دسته داستانها را به يكديگر آميخته و از آن يك داستان ساخته اند . تمام اين موارد را بايد هم آوا با تشكيکات مورخين در سالم ماندن تورات وانجیل ديد و اقوال قر آن كريم وسخنان ائمه هدي علیهم السلام ( كه حرف هايشان از سنديت قطعي وظني نزديك به قطع بر خوردار است ) مبني بر تحریف در كتاب مقدس و نگفتن و كتمان بعض آن توسط علماي يهود وتحريف گفتاري آن توسط مردم لجوج يهود را هم بايد مد نظر قرارداد .

با اين همه اصلا قر آن معتقد است كه انجيل كتابي آسماني بوده كه بر خود حضرت مسيح (عليه السلام ) نازل شده است ، نه اين كه زندگي نامه اي باشد كه بعد از ايشان نگارش يافته باشد و ايشان خود وحي مجسم باشد و خداي پسر (!) و در سنديت و تواتر قر آن هم كه هيچ شك و شبهه اي نيست . ( اگر هم باشد دلايل كافي آنرا رد مي كند )

جالب است توجه كنيم كه قديمي ترين نسخه هاي تورات وانجيل كه موجود هستند مربوط به حدود چندين قرن بعد از نوشته شدن توسط كاتبين ادعايي اهل كتاب مي باشد . و معلوم نيست در اين چند قرن آيا همان متن اصلي باز نويسي شده يا به عقيده بعضي محققين تورات اصلي كاملا از بين رفته و بعدا كاهنين سنت هاي شفاهي خود را به عنوان كتاب مقدس به خورد مردم داده اند . چدر اين رابطه استاد توفيقي در ص136 آشنايي با اديان بزرگ مي نويسد : " قديمي ترين نسخه هاي عهد عتيق مربوط به 2000 سال پيش (يعني 1300 سال بعد از مرگ نويسنده ادعايي تورات ( حضرت موسي كه قرن 13 پيش از ميلاد فوت كرد) و قديمي ترين نسخه هاي عهد جديد مال 1600 سال قبل ( يعني حدود 350 سال بعد از مرگ نويسندگان اناجيل ) مي باشد ." و البته بايد تعداد اين نسخه ها واينكه آيا تواتر بر كذب در همين نسخه ها چطور است ( يعني آيا نسخه هاي 2000ساله متواترند يا نه) هم بررسي كرد . چرا كه مثلا قر آن كتاب اصلي مسلمانان در تمام دوران 1400ساله به طور تواتر نقل شده است و اين راهي منطقي و اصولی در اطمينان به اين همان يك كتاب است كه فعلا در دست ماست .

كني كات كه از محققين مي باشد مي گويد تمام نسخه هاي عهد عتيق كنوني بين 1000و1400 ميلادي یعنی 2300 الی 2700 سال پس ازمرگ حضرت موسی نوشته شده است . يكي ديگر ازانديشمندان به نام والتن مي نويسد : نسخه هاي شش قرن پيش بسيار كم ياب است و نسخه هاي 7قرن يا 8قرن پيش در نهايت كميابي است  .

عالم ديگري به نام فيليستین شاله مي گويد : هيچ يك از كتاب هاي اصلي خطي كتاب مقدس اكنون به زبان عبري موجود نيست .... و قديمي ترين نسخه خطي عبري كه در دست است , از قرن دهم بعد از ميلاد (1000م ) تجاوز نمي كند . ريس در كتابش كه با همكار ي عده اي از محققان نگاشته مي آورد : ( تمام نسخه هايي كه در قرن 7 يا 8 ميلادي نوشته شده بود , به دستور شوراي يهود نابود شد , چرا كه آنها با نسخه هاي مورد توجه آنان مخالفت فراواني داشت ) و اين اولين شوراي علماي اهل كتاب نبود كه چنين عملي كرد كه هر چه خود مي خواست گذاشت بماند بلكه بار ها مردم يهود واهل كتاب حرف شوراي علماي خود را پذيرفتند علمایی كه تورات هم نزد آنها با تيراژ محدود نگهداري مي شد و معلوم نيست كه واقعا همان را كامل براي مردم ارائه كرده باشند، در صورتي كه حتي بعضي روايات مسلمانان در يك نسل تنها 110 راوي شيعي عادل موثق و بسياري روات مجهول الوثوق ومجهول النسب دارد , قر آن كه بسيار محكم تر از اينها ست . ( كتاب مقدس فعلي مصوبه شوراي تر نت (1546 م ) است كه اهل كتاب بايد او را وحي آسماني بدانند ! .)

براي مطالعه كافي در اين قسمت مي توان به كتابهاي اظهار الحق , الهدي الي دين المصطفي , مفهوم تومارهاي بحر الميت , سير تاريخي تورات , تاريخ يك ارتداد , رساله اي در الهيات و سياست و .... و خود كتاب مقدس رجوع نمود .

با توجه به اين موارد حجيت كتاب مقدس سند و دلالتا مورد خدشه است و ادعاي اهل كتاب مبني بر سالم ماندن از تحريف و وحي بودن يا آسماني بودن كتاب مقدس قابل تامل است .

خير الله اورس در كتاب موسي و يهوديت , تاريخچه تغييرات تورات را چنين بيان مي كند :  و اين غير از ديگر تحريفات مذ كور است  :


 افسانه الهيات(دبورا ) و آواز هاي كهن , بعد از سالهاي 1000 ق.م-1
يهوه قبل از سالهاي 850 ق .م -2
الاهيم , بعد از سالهاي 750 ق.م (ا لاهيم يعني الهامات ) -3
 يسوع , احكام , صموئيل , بعد از سالهاي 500 ق.م-4
-5

تغييرات لاويان از بخش بعد از 25 توسط كاهنان وتغييرات شماره ها از بخش 10 به بعد , بعد ازسالهاي 444ق. م
 دوباره سازي كتب حضرت موسي توسط كهنه , بعد از سالهاي 450 ق.م-6
 تواريخ ايام ,عز يا ونحمیا , بعد از سالهاي 300 ق. م-7

در اينجا ذكر اين نكته بد نيست كه مهم ترين هدف از تحريف , جعل تورات وانجیل به عنوان آلت و ابزاري در دست رهبران خود پرست اهل کتاب خصوصا يهود بوده كه از فطرت خدا جويي و دين خواهي مردم سوئ استفاده كنند و به فعاليتهاي شهوت پرستانه و دیکتاتورمآبانه خود رنگ تقدس بزنند . كمااينكه امروز مشاهده سوء استفاده فجيع صهيونيستها از متن كتاب مقدس هستيم و مي بينيم سازمانهاي يهودي ضد صهيونيستي و مسیحیان خصوصاً منتقدان صهيونيسم و يهوديت را كه تفاسير آنها را باطل مي

شمرند .

+ نوشته شده توسط مهدی مسعودی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 0:58 |

غالب اهل كتاب تورات را نوشته حضرت موسي (عليه السلام ) مي دانند و ساير كتب عهد عتيق را نوشته صاحب نام همان كتاب و انجيل را هم نوشته رسولان در باره تعاليم و زندگي نامه حضرت عیسی ( عليه السلام ) مي دانند و آن را مقدس مي دانند . چرا كه به عقیده آنها روح القدس هر  طور مي خواسته نويسندگان اين كتب را رهبري كرده كه وحي الهي اين چنين به مردم برسد.

درباره اينكه آيا مي توان نوشته هاي داخل كتاب مقدس موجود با 46 كتاب را پذيرفت يا نه , يعني در موردحجيت داشتن آن بحثهاي فراواني به خصوص بين مسلمانان و اهل كتاب م وحتي بين خود دانشمندان اهل كتاب و فرقه هاي متعدد آنها می باشد. مسيحيان معتقدند كه خداوند كتاب مقدس را به وسيله روح القدس پديد آورد و براي اين منظور مو لفانی را از بشر جهت نوشتن آنها بر انگيخته و آنان را در نوشتن به گونه اي ياري كرده كه فقط چيز هايي را كه او مي خواسته نوشته اند ولي با توجه به متون مقدس و بالخصوص خود كتاب مقدس آنان اين مولفان بشري را معصوم نمي دانند كما اينكه دراناجيل آمده كه طبق پيشگويي حضرت مسيح (عليه السلام ) همه رسولان در مورد او لغزش داشته اند و وقت دستگيري او را رها كردند و به توصيه وي مبني بر تهيه شمشير عمل نكردند . واين عدم عصمت زمينه اي مي شود براي ساير اشتباهات رسولان و اين علاوه بر تاثير پذيري نویسندگان کتاب مقدس وپولس (كه بخش عمده اي از عصر جديد مربوط به او است )، از فرهنگ هاي بابلي و بت پرستي ویهودیت تحریف شده است , كه با كشف تومارهايي در منطقه بحر الميت در 1947 م . بسياري از اعتقادات مسيحيان برهنه شد و  موافقتش با فرهنگ هاي بت پرستي آشكارگردید.
البته بايد تاملات و گفتارهاي منتقدين كتاب مقدس از جمله با روخ اسپينوزاي يهودي را هم در نظر داشت كه به طور علمي اثبات مي كند كه اعتقاد به نوشته شدن 5 سفر تورات توسط حضرت موسي (عليه السلام ) صحيح نيست و فردي بعد از ايشان آنها را نوشته گر چه خود ايشان هم نوشته هايي داشته اند . عجيب است چطور بسياري از اهل كتاب , كتابي را كه در آن محل دفن وشرح وفات وسوگواري 30 روزه قوم يهود بررحلت موسي كليم نگاشته شده و آن هم به صورت گزارش نه پيشگويي پيامبرانه، نوشته خود آن حضرت مي دانند (!)

 

پروفسور روژه گارودي انديشمند مسيحي كه بعد ها مسلمان شد در كتاب تاريخ يك ارتداد (ص58) مي نويسد : (تورات (اسفار پنج گانه ) و كتابهاي (تاريخي ) _ بدان گونه كه بيش از يك قرن پيش شارحان اثبات كرده اند ) يك سر هم بندي مكتوب از سنتهاي شفاهي است كه به دست وقايع نگاران قرن نهم صورت گرفته است , و نيز به دست كاتبان منحرف زمان حضرت سليمان (عليه السلام ) كه دل مشغولي اصلي شان اين بوده است كه فتوحات داود (عليه السلام ) و امپراطوري او را , با بزرگ نمايي آنها , مشروعيت بخشند , و حال آنكه , از سوي ديگر , نه آثار باستان شناختي و نه مداركي به جز داستانهاي كتاب مقدس , هيچ امكاني براي بررسي تاريخي اين فتوحات فراهم نمي آورد . نخستين رويدادي كه مورد تاييد بيرون (از كتاب مقدس ) است . به سليمان (عليه السلام ) مربوط مي شود , رد پاي او را در بايگاني هاي آشوري مي توان يافت . تا آن زمان , هيچ گونه منبع بيرون از داستانهاي كتاب مقدس براي محك زدن تاريخيت آنها وجود ندارد .

وي در جاي ديگر در (ص 37 ) همان كتاب مي آورد :

از نظر راويان توراتي , تاريخ مبادي اسرائيل از يك رشته دورانها با حدو مرز كاملا مشخص تشكيل شده است . اينان تمامي خاطرات , داستانها , افسانه ها , حكايات يا اشعاري را كه بر دوش سنت شفاهي , به ايشان رسيده است , را در يك چار چوب شجره نامه اي و زماني _ تاريخي دقيق جاي مي دهند . اين نماي تاريخي به اعتراف تقريبا تمامي شارحان مدرن, فوق العاده ساختگي است . كارهاي آلبرشت الت و مارتين نث به ويژه نشان داده اند كه تقسيم بندي به دورههاي متوالي ( شيوخ اسرائيل - فرمانبرداري در مصر - فتح كنعان ) مصنوعي است .

 تا اينجا روژه گارودي از آلبرد پوري استاد عهد عتيق دانشكده الهيات پروتستان ژنو كه در تز دکترای خود پژوهشهاي بزرگترين تاريخ دانان و مفسران معاصر رادر هم ادغام كرده بوده نقل مي كرد , وي در ادامه به قلم خود مي نويسد : ( خانم فرانسواز اسميت رئيس دانشكده الهيات پروتستان پاریس تحقيقات مربوط به شرح و تفسير معاصر را , هم سو با تز آلبرد پوري ,خلاصه ميكند و مينويسد : پژوهشهاي تاريخي اخير , نمودارهاي كلاسيك مهاجرت جمعي از مصر , فتح كنعان , وحدت ملي اسرائيل پيش از تبعيد و مرزهاي دقيق را افسانه وتخيل مي شمارد . اطلاعات تاريخ نگاري توراتي نه درباره آنچه حكايت ميكند , بلكه درباره كساني است كه آنرا مي سازند ومي پردازند . در همان جا چندين منبع ديگري هم معرفي شده است .

ايشان در محل ديگري (ص49) چنين مي نويسد : از خود كتاب مقدس بر مي آيد كه دو نگارنده اصلي آن يهوليست و الوهيست هيچ كدام يگانه پرست نبوده اند , آنان فقط برتري خداي عبري را بر ديگر خدايان و (حسد ) او را در قبال آنان اعلام مي كنند و خداي , كامش همچون ديگر خدايان به رسميت شناخته مي شود .

به علاوه بايد تضادهاي دروني نويسندگان رسمي كتاب مقدس با هم را در نظر داشت كه اين را يك اهل كتاب ظاهر گرا هم نمي تواند رد كند . مثلا اختلافات پولس با ساير رسولان و شدت آن تا بدانجا ست كه گاهي آنها را (برادران كذبه ) مي خواند  و حتي تناقضات بين پولس با گفتار هاي حضرت مسيح هم در كتاب مقدس مي باشد .  به نظر شما به عنوان يك شخص عاقل و متفكر و بي طرف به كدامين قسمت كتاب مقدس يا به كدامين حرف كدام نويسنده اعتماد كنيم ؟

+ نوشته شده توسط مهدی مسعودی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 و ساعت 6:33 |


Powered By
BLOGFA.COM