تبليغاتX
صهیونیسم دروغ بزرگ

8- فرقه كاتبان

 اين فرقه جنبه مذهبى ندارند. كاتبان كارشان نسخه بردارى از كتاب مقدس بوده است. آنان با اين كار تجارت مى كردند. برخى از اين گروه را ((رابى )) و اب مى خواندند.

 

 9- فرقه عيسويّه

 منسوب به عيسى بن يعقوب اصفهانى. برخى گويند او عوقيد الوهيم يعنى عبدالله بود كه در زمان منصور عباسى مى زيسته و در آن عصر دعوت خود را آغاز كرده است. گويا در عصر مروان حمار گروه فراوانى از يهود به پيروى از او قيام كردند. ابو عيسى ياران خود را در دايره اى قرار مى داد و مى گفت : تا زمانى كه در داخل اين دايره باشيد، سلاح دشمن در شما كارگر نيست. ابوعيسى در شهر رى كشته شد و ياران او به هلاكت رسيدند. ابو عيسى بر اين باور بود كه پيامبر است و فرستاده حضرت مسيح است. او مى گفت كه : عيسى داراى پنج رسول است كه پس ‍ از او خواهند آمد. او مدعى بود كه پروردگار با او سخن مى گويد و به او فرمان داده كه قوم بنى اسرائيل را از شر غاصبان و طاغيان نجات دهد. او معتقد بود كه عيسى افضل اولاد آدم است و مقام او از همه انبياء برتر است. او گوشت حيوان ذبح شده را تحريم كرد.

 

                   

                                                                                                                                          

  10- فرقه ربانيون

اين فرقه را روحانيون يهود تشكيل دادند كه كارشان ترجمه و تفسير تورات و ديگر كتب مقدس يهود بود. آنان وظيفه داشتند در كنيسه مردم را موعظه كنند، لذا به آنان معلم نيز مى گفتند.

 

 11- فرقه تناسخيه

 اين فرقه قائل به تناسخ بودند. به گمان آنان در كتاب دانيال نبى آمده است كه خداوند بخت نصر را مسخ كرده و به صورت هفت حيوان درنده درآورده تا او را بدين وسيله عذاب داده باشد.

 

 12- فرقه راعيه

منسوب به يكى از يهوديان كه دعاوى بزرگى داشت.

 

 13- فرقه سامره

 اين فرقه از ديگر فرقه ها به آداب و احكام دين يهود متعبدتر است. اينان رسالت موسى و هارون و يوشع را قبول دارند و به ديگر رسولان ايمان ندارند. آنان در انتظار پيامبرى هستند كه تورات بشار ظهور او را داده است. فردى سامرى ادعاى نبوت كرد و مدعى بود كه وى همان موعود تورات است. اين فرد صد سال قبل از عيسى ظاهر شد.

 

+ نوشته شده توسط مهدی مسعودی در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 3:0 |

4- فرقه هرويان

اين فرقه بيشتر رنگ سياسى داشت كه در فلسطين پيدا شدند. اين گروه پيرو و هواخواه سلسله سلطنتى ((هرود)) بودند كه در حدود شش سال ق.م. در زمان ((اگستوس )) قيصر روم به ظهور رسيدند و با اين كه با فرهنگ روم و يونان دشمنى نداشتند، ولى مى خواستند كه سلطنت در ملت يهود براى هميشه باقى بماند.

 

 5- فرقه زيلوت ها

 اين فرقه رنگ مذهبى داشت و در عين حال داراى گرايشهاى سياسى نيز بود. آنان با روميان مخالف مطلق بودند و لذا هميشه با آنان در حال جنگ بودند. اين فرقه با يونانيان اشغالگر نيز در ستيز بودند. اين گروه غالبا از ساكنان نواحى شمالى شهر جليل بودند و در حدود شش ‍ سال ق.م. انتشارى عظيم يافتند. پيشواى اين فرقه مردى به نام ((يهواى جليل )) بود كه چون روميان خواستند قوم يهود را سرشمارى كنند، عليه آنان قيام كرد. شورش آنان سركوب شد، ولى فرقه زيلوت ها باقى ماند.

اين فرقه معتقد بود كه تسليم به حكومت روميان بر خلاف ايمان به مشيت الهى مى باشد و بايد عليه آنان با شمشير قيام كرد تا كه حضرت ((مسيح )) ظهور كند و به قيامگران پاداش خير دهد.

 

 6- فرقه قرائون

اين فرقه در سال 767 ميلادى به وسيله مردى به نام ((عانان بن داود)) ساخته شد. ((قرائون )) طايفه اى از ((يهود)) هستند كه جز به ((عهد عتيق )) اقرار ندارند و روايات شفاهى و ((تلمود)) را معتبر نمى دانند و تنها به ((تورات )) باور دارند. اين فرقه را عبرى ((قرائم )) گويند.(348) ((ابوالفدا)) مورخ اسلامى اين فرقه را به مجبره و مشبهه در اسلام تشبيه كرده است. عبدالكريم شهرستانى صاحب كتاب ((ملل و نحل )) در رابطه با اين فرقه مى گويد: ((قرائيان يا قرائين يا قاريان )) از فرقه هاى كلامى قوم يهوداند كه در اسپانيا پيدا شدند. مؤ سس اين فرقه ((عانان بن داود بغدادى )) است كه تحت تاءثير برخى از متكلمان اسلامى از نصوص و ظواهر كتب الحاقى دوره هاى بعد به ويژه تلمود عدول كرد. به عقيده او در مبادى نبايد از حدود تورات تجاوز كرد و لذا به اصالت شك كرد. پيروانش در اسپانيا فراوان شدند. سعد يا بن يوسف اين نهضت را تجديد كرد و آداب جديدى ابداع نمود، از جمله : روشن كردن شمع در شب و روز شنبه را منسوخ كرد، خوردن گوشت را مطلقا ممنوع ساخت، و مراجعه به طبيب را به قصد كسب درمان مكروه دانست، زيرا اين يهوه است كه شفابخش است. اين فرقه دچار انشعاب شد و به چند فرقه تقسيم گرديد. گويا امروز عده بسيار اندكى از اين فرقه در شوروى سابق زندگى مى كنند.

 

 7- فرقه عنانيه

 منسوب به ((عنان بن دود)) ملقب به ((راس الجات )). بر خلاف فرقه هاى ديگر يهودى، اين فرقه در روز شنبه و ديگر اعياد از خوردن مرغ و ماهى و آهو و ملخ خوددارى مى كردند. اين فرقه نبوت عيسى را تصديق مى نمودند و گفته هاى او را مخالف تورات نمى دانستند. آنان عيسى را از پيروان موسى مى دانستند و معتقد بودند كه او مردم را به تورات دعوت مى كند. آنان صريحا اعتراف به نبوت عيسى نمى كردند.

گروهى از اين فرقه معتقد بودند كه : عيسى ادعاى نبوت نكرده و نيز مدعى نبوده كه شريعت او ناسخ دين موسى است، عيسى از اولياء الله و عارف به تورات مى باشد و انجيل وحى منزل نيست، بلكه سرگذشت عيسى است كه توسط چهار نفر از ياران او تدوين شده است. قوم يهود به او ظلم كردند، چون كه او را تكذيب نمودند و باعث قتل او شدند، حال آنكه در تورات نام ((مشيحا)) زياد آمده است و او همين ((مسيح )) است. هر چند كه تورات او را نبى يا رسول يا كسى كه داراى شريعت خاصه اى است، معرفى نكرده است. لازم است بدانيم كه در تورات نام مسيح نيامده، بلكه فارقليطا آمده است.

 

+ نوشته شده توسط مهدی مسعودی در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:14 |


Powered By
BLOGFA.COM